اصرار بی جا مانع کسب است.
اینکه آدم یه کار خوبی از دستش بر بیاد، خوبه.. اما اینکه وقتی بقیه توی شرایط انجامش نیستن و با معذرت کناره میگیرن، هی اصرار کنه که حالا چی میشه باشی، حالا چی میشه که بیای حالا چی میشه که انجامش بدی و یه عالمه از این حالا چی میشهها.. بده. زشته. مستهجنه. نیت خوب تو قابل ستایشه اما نمیتونم دیگه.. نیستم دیگه.. چرا یه حسی میدی انگار شیطان رجیمم! اگه تنهایی نمیتونی انجامش بدی صبر کن تا روزی که من هم بتونم. اگه عجله داری و به هیچ وجه تنهایی نمیتونی.. بگرد دنبال یکی دیگه.. و در غیر این صورت منتظر کسی نباش و خودت برو توی دلش. هی اصرار اصرار.. ملامت.. هی به آدم احساس گناه و شرم میده.. در حالی که کشک چی؟ شرم چی؟ نمیتونم دیگه. نمیتونم و صد البته نمیخوام. خدایی آدم تصور میکنه WoOw سی سالگی به بعد چه پختگیای وجود داره، چه تدبیری، چه آرامش و منطقی، چه درکی از بقیهی آدمها.. اما! نه واقعا.. همیشه اینطور نیست.. اصلا اینطور نیست. بیا! این آدمِ ول نکنی که امروز گرفتارشم هم مصداق بارزش.