بجنب

برای جمع کردن خودش در روز گرمِ جهنمیِ تعطیل هفته، بالاتر از چارخط کار مهم اون روز، نوشته بود:

فکر کن زندگیت آتیش گرفته، بجنب تا همه چیز نسوخته.

نیست که نیست..

توی شبات ستاره نیست..

تابستون بعدی آلپ باشی عزیزم، طرفای اتریش.

بابا آمد. بابا از طرفای ماسوله و اونطرفا آمد. بابا با کاپشن و پتو آمد. بابا با اخبارِ سوز و سرما و بارون و مه آمد. بابا چرا اومدی؟ همونجا میموندی ما هم بهت میپیوستیم خب.. اینجا رو نمیتونم دیگه.‌.

ماجرا..

عیبی نداره بچه. یه بخش‌هایی رو میشه درست کرد و میتونیم درستش کنیم. یه بخش‌هایی درست بشو نیست و میتونیم باهاش کنار بیایم. یه بخش‌هایی درست بشو نیست و باهاشون نمیتونیم کنار بیایم اما.. میتونیم به رسمیت بشناسیمش که وجود دارن.. اینطوریا..

بشکن بشکنه.. بشکن..

توی دو روز اخیر تقریبا یه دست لیوان شکستم. امشب موقع چای ریختن هم یکی دیگه رو شکوندم و مامان گفت باز تو لیوان شکستی؟ گفتم مامان کامآن.. ظرف مال شکستنه، ماشین تصادف میکنه، هندزفری قطع میشه. طبیعیه دیگه.. حالا من میخرم میذارم جاش اگه خیلی حساسی. ولیعهد از اون سمت خونه گفت: زن‌ها همه همینن! ظیرف میل شیکیستینی میشین میل تیصیدیف کردنه.. حالا دادا کلا چند تا زن توی زندگیت دیدی که اینطوری فله‌ای لیبل میزنی آخه بچه؟:)

دارم از هم میگسستم. یه عصبانیِ پرخاشگرِ بی حوصله درونم داره منفجر میشه و اون بیرون یه خونسردِ مردمی(!) ، به حیات خودش ادامه میده.

حق با شماست..

اینکه امشب، چهل دقیقه سخن شنیدم از مزایا و وجهه‌ی اجتماعیِ دانشجوی دکترا بودن و کد استادیاری گرفتن و تدریس کردن، واقعا خسته‌م شد. تمام مدت دوست داشتم داد و بیداد کنم و بگم گور بابای وجهه‌ی اجتماعی! گور بابای اینکه قراره توی چشم بقیه چطور بنظر بیایم! اما زشت بود. نگفتم. فقط لبخند و سر تکان دادن و تایید اینکه البته که حق با شماست و شما درست میگی..

چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی..

روی مبل خوابم برد و بیدار که شدم آخرای صداتو داشت پخش می‌شد. شرکت کننده مسابقه گفت نیمچه صدایی داره و اون آهنگه رو خوند که افشین یداللهی نوشته و علیرضا قربانی خونده.. وقتی گریبان عدم با دست خلقت میدرید..وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید..

خوندنش که تموم شد بابا گفت به به! آهنگ یعنی همین.. سنتی.. شجریان.. نیم خیز شدم و گفتم بابا این رو شجریان نخونده علیرضا قربانی خونده و افشین یداللهی هم سروده. از اونجایی هم که بابا کلا کوتاه بیا نیست گفت نه! شجریان خونده، الان گوگل میکنم بهت نشون میدم. منم گفتم باشه. اگه شجریان خونده بود من پنجاه تومن همینجا برات کارت به کارت میکنم و اگه علیرضا قربانی بود، صد تومن همینجا ازت میگیرم..

آقا.. بابا سرچ کرد سرچ کرد.. هی گردن نگرفت.. داشت تا صفحه‌ی ۲۹ گوگل میرفت تا ببینه بالاخره میتونه یه ربطی به شجریان پیدا کنه یا نه و نتوانست..:).. گفتم آقای فلانی، با مادرِ جستجوی آهنگ‌های فارسی با اسکور شش و نیم به بالا چرا کل میندازی؟ د میگم این خونده قبول کن دیگه! هی میگفت نه! آخر سر آهنگ علیرضا قربانی رو پلی کرد میگه بیا این شجریانه! میگم بابااایمشکیحیکیجصمصکتزشچص!! این شجریانه؟ میگه برات متاسفم که صدای شجریان رو حتی تشخیص نمیتونی بدی و بعد سرش شرط میبندی این شجریانه دیگه!!! و دیگه بعد از ده دقیقه و پس از مقاومت‌های بسیار بسیار زیاد، رمز اپ بانکش رو گرفتم و صد تومن رو برداشتم و الان هم ده دقیقه‌ست هی سرش رو بلند میکنه میگه جدی جدی برداشتی؟

بله پدر برداشتم. صد افسوس و کاش که یه صفر بیشتر میزدم. اشتباهت رو گردن بگیر مرد..

نگو نگو نمیشه..

اشک مصنوعی دیگه جواب نیست. من باید همین اسپری شیشه پاک کن‌ عینکم رو دو تا پاف بزنم توی چشمام.

وقتی به آدم های دیگه مهر می‌ورزی. عشق می‌ورزی. دوستشون داری. هر قدر بیشتر دوست داشته باشی بقیه رو، تنهاتری. تنها نه ها، همه تنهان. توی این موقعیت اما انگار تو تنهاتری..

کسی نمیداند که یوسفی یک عمر درون این چاه است.

سر ظهری بهم پیام داد ازم پرسید تحویل نمیگیری، توی لکی؟ منم به خودم گفتم قایم موشک بازیا چیه، سر حوصله براش یک طومار تایپ کردم و گفتم به این دلیل و به این دلیل بله. دلم رو تیکه تیکه کردی و من حق دارم که ناراحت باشم. اونم در یک پیام نه چندان طولانی گفت هیچوقت قصد نداشته دل من رو تیکه تیکه کنه و خودش هم از جای دیگه ناراحت بوده و چیزی بود که اذیتش میکرده و یه توضیحی داد از رنجی که میبره. و چه شد؟ از اون لحظه به بعد همه‌ش اون آهنگ آرمان گرشاسبی توی گوشم فر میخوره که میخوند بمیرم که بی من چه جوری کشیدی و رفتم توی فکر که، چقدر از هم بی خبریم. در حالی که انگار چقدر خبر داریم..

×سینا پارسیان بود اسم اون آقائی که عنوان رو میخوند.. ندانم..

...when I can not see

بازگشت همه به سوی دفتر و دیوار و هندزفریست.

خانوم منشی بهم sms داد و برای هماهنگی ساعت و روز و مبلغی رو برای پیش پرداخت جهت فیکس کردن قرار، به سمع و نظرم رسوند و خواست پرداخت کنم تا فیکس کنه جریان رو. و الان احساس می‌کنم یه اختلال جدید دیگه هم پیدا کردم..:| کنسل میکنم اصلا. پیش پرداخت دیگه چی چیه مادرجان:|

فکر کن میخوای بری آندوسکوپی بگن یه تومن پیش پرداخت کن اول تا وقت ویزیت رو بذارم برات تا بعد بیای همون روز بقیه‌ش هم بدی. همینقدر ضایع.

انقدر نزن چنگ به سازی که شکسته‌ست

دیگه تراپیست عزیزم دیوار گفت من nmt. ریکوردر گوشی هم گفت منم nmtnm. کاغذا و سررسیدا از هم گسستن و گفتن روی ما که دیگه حساب نکن که رو سیاهیم از دست تو. پس زنگ زدم به یه روانکاوی که خیلی دور نیست، گفتم برم پیشش بگم بیاد بکاوه ببینم من الان باید دهن کی رو سرویس کنم. منشی گفت از خانوم دکتر میپرسم ببینم میتونه این لالوها یه کاری برات کنه و خلاصه اسم و شماره رو گرفت ازم و گفت خبر میده و حالا .. شش ساعت گذشته و خبر نداده.

روانکاو هم ما رو گردن نمیگیره انگار اسماعیل.