نه فورا ولی حتما
نمیدونم چرا صبر ندارن. من وقتی میگم مامان ظرفا رو من میشورم، یعنی که "شما نشور یا نذار توی ماشین، من انجامش میدم". اما اینطوریه که مامان تصور میکنه وقتی من میگم من میشورم، یعنی تا هفده ثانیه دیگه پای سینک ایستادم و هندزفری رو توی گوشم فیکس کردم و اسکاچ بدست دارم ظرفا رو میسابم! در حالی که عزیز من، چی میشه حالا دو ساعت دیگه ظرفها شسته شه؟ اصلا ظرفهای امشب رو من صبح فردا بشورم، آسمون به زمین میاد؟ ظرفها کپک میزنن؟ چه عجلهایه حالا! میشورم دیگه! اما نه.. قانع نمیشن.. استدلالشون هم اینه که ظرف نباید توی سینک بمونه و ظرف توی سینک بمونه خشک میشه! حالا بیا و ثابت کن نمیشه! من اصلا اول لیوان ها رو کفی میکنم، میچینم دور سینک، بعد بشقابها رو میچینم توی سینک که لیوانا رو میشورم اونا خیس بخورن، بعد بشقاب ها رو کفی میکنم میچینم لب سینک، خورشت خوری ها رو میچینم توی سینک که بشقابا رو آب کشیدم اونا خیس بشن، بعد خورشت خوری رو کفی میکنم، پیالهها رو میچینم توی سینک، بعد هم که در قابلمه و خود قابلمه و دیگه ببینیم چی هست خلاصه.. انقدر هم تمیز میشه که نگم..
چیه همش عجله و بی طاقتی.. مامانجون هم طاقت نداره اصلا ظرف ببینه جمع شده.. در حالی که ببین باباجان.. دلت رو بزرگ کن.. صبور باش.. ظرف همیشه برای شستن هست.. دیر نمیشه بابا.. بذار سر حوصله میشوریم جمع میکنیم. ای بابا.. به کجا چنین شتابان؟