نفس کشیدن سخته
مدتی.. مترو سوار شدن اذیتم میکرد. کلا وضعیت ناراحت کننده بود. یکی برگه کمیته امداد دستش بود و کمک جمع میکرد.. یکی سنی ازش گذشته بود و اجاره خونه میخواست. واقعا ناراحت و عصبی کننده بود. خیلی زیاد. چشمهات رو هم میبستی.. نمیتونستی نبینی. حالا اسنپ اذیتم میکنه.. سوار میشی میبینی آقای راننده هفتاد سالشه. هفتاد سالگی هم وقت کاره آخه؟ آدمها تا کی باید کار کنن آخه؟ هفتاد سالگی وقت باغداری و رسیدن به نوهها و گلهای توی گلخونه نیست؟ وقت کلاچ و ترمز گرفتن وسط این شهر همیشه ترافیکه؟
واقعا عصبی کننده و اذیت کنندهست. واقعا بر روح باعث و بانیش. لعنت.
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۳ ساعت 14:49| توسط ماه
|